مدرسه تخصصی هنر و علوم انسانی

نمونه متن هدر پیش فرض

این عنوان است

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان مگاتم است

این عنوان است

لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان مگاتم است
اینجا کلیک کنید

نادانش آموز- نامدرسه!
رویکرد جالبِ یک مدرسه!


ببین منو! گلایه ندارد … همه می دانیم تو نمیخواهی یکی از هزاران فارغ التحصیلی باشی که بعد 12 سال درس خواندن، دست شان در جیب خالی شان است و کارشان متر کردن خیابان ها… به زبانِ ساده نمی خواهی «بی مهارت» باشی! میبینی که هزاران صفحه ای را که حفظ و سالها سر جلسات امتحان روی کاغذ آوردی، امروز به واسطه تولد «دکتر گوگل» با یک سرچ ساده در دسترس است.

تو حق داری از خودت بپرسی «ارزش افزوده یک دانش آموخته با سرچ گوگل درچیست؟» به طور خلاصه اینکه: «ارزش افزوده انسان نسبت به تکنولوژی کماکان “خلاقیت و مهارت بکارگیری آن” است.» پس ظاهرا اگر میخواهی خیلی زودتر به کسب درآمد برسی یکی از راه های آن این است که سال های پایانی آموزش رسمی را در محیط هنرستان تحصیل کنی. اما این هم کافی نیست! چراکه هنرستان مثلا قرار بوده جایی باشد برای کشف استعداد، بروز خلاقیت و کسب مهارت که وجود این ها در یک شخص بتواند تا حدود زیادی او را به بازارهای شغلی نزدیک کند!
اما صرف تحصیل در هنرستان و نصب پلاگین های مهارتی مختلف روی دانش آموز علی رغم همه مزیت هایی که دارد یک ایراد اساسی دارد! اینکه چون هنرستان ها برای مهارت آموزی طراحی شدند بیش از هرچیزی به «تزریق فرم» اهمیت می دهند و اصطلاحا ممکن است هنرآموز «فرم زده شود.» آدم فرم زده هم ایده ی پیشران و خلاقیت ترکیبی و محتوای بین رشته ای صد البته خیلی سرش نمی شود! و در نتیجه نه توانِ توصیف مسدله اجتماعی دارد و نه قوه ی مدیریت حل مسئله و نه کارایی در جهانی چنین پیچیده!
آقای مرتضی کیا چند سال پیش، با ایده ی «برای تغییر از علوم انسانی شروع کن…» دبیرستان تخصصی علوم انسانی را راه اندازی کرد. من اما به شعار او (دست زیاد است تو مغز باش! – که اتفاقا خوش درخشید و دانش آموزان نمونه ی بسیاری هم در این چند سال خروجی داشت) ایرادی اساسی داشتم که خلاصه اش این بود: «رشد شخصیتی و پیشرفت فردی و تکامل انسانی از همراهی و هم افزایی دست و مغز بر می آید و تفکیک این دو از اساس بیراه است! آنهم در جهان سیالی که آدمی باید فهم و فاعلیتی چند سطحی داشته باشد تا گلیم خودش را از آب بیرون بکشد! »

حالا مدرسه شرف الدین میخواهد محیطی را ایجاد کند که فرم و محتوا شانه به شانه هم و در تعامل و هم افزایی در کنار هم باشند و حالا می شود گفت «احتمالا اتفاق های خارق العاده ای رخ خواهد داد.» حاصل این ایده ها و دغدغه ها به این جا منجر شد که مرتضی کیا «اولین مدرسه تخصصی هنر و علوم انسانی را تاسیس کند.»

تاسیس چنین مدرسه ای در ساختارهای رسمی چندان تعریف شده نبود. اما الان مشتاقانه منتظر هستم تا شروع این رویداد خارق العاده را نظاره کنم و احیانا از دست آورد ها و نتیجه های آن شگفت زده شوم. مرتضی در یاداشتی برای من نوشته «ما قرار نیست کار خاصی انجام دهیم. اساسا نمیخواهیم بر اساس یک نقشه از قبل طراحی شده و کلیشه ای مانند آنچه در ساختارهای رسمی مدارس دیگر وجود دارد عمل کنیم. ما در واقع در حال شکل دهی به یک «نامدرسه» هستیم… نامدرسه جایی است که شما از کلیشه ها و ساختارهای از پیش تعیین شده و محدود کننده خشک و رسمی در امان هستی تا خودت را پیدا کنی و خودت باشی… آن گاه احتمالا یک هنرمند یا متفکر خوبی هم خواهی بود… پس اگر در نگاه سنتی مدرسه به معنای کارخانه بود؛ یعنی جایی که یکسری ورودی های مشخص دارد و یکسری فرآیندهای مشخص انجام می گیرد تا یکسری خروجی های از قبل تعیین شده تحویل جامعه دهد؛ در نگاه جدید ما بدنبال نامدرسه هستیم، یعنی محیطی که عناصر و امکانات لازم برای رشد و بالیدن دانش آموزان را فراهم می کند تا بتوانند از این امکانات مادی و معنوی به فراخور نیاز و استعداد و انگیزه خود بهره ببرند. خواه موفق باشند یا نه…»

شاید تو هم یکی از آن دانش آموزانی باشی که در طول 9 سال تحصیل در مدرسه، هنوز سوال های بنیادینی داری که آن ها را حتی بیان نکرده باشی؛ مثلا اینکه چرا مدرسه؟ کدام رشته؟ چه شغلی؟ من چه ویژگی هایی دارم؟ از چه چیزهایی خوشم می آید؟ من باید در زندگی دنبال چی باشم و چه سرنوشتی را رقم بزنم؟ و ده ها سوال دیگر…
خوب است با ثبت نام در لینک زیر و انجام تست های مربوطه تا حدودی برای پرسش های فوق پاسخ هایی بیابی. بعد از آن نیز می توانی در صورت تمایل به تحصیل در رشته علوم انسانی یا هنر لینک پیش ثبت نام را کلیک و فرم را تکمیل کنی تا با تو تماس گرفته شود!
مدرسه تخصصی هنر و علوم انسانی شرف الدین

اسکرول به بالا