اگر مشتریان یک ساعت زودتر از اذان مغرب بیایند، باید همان قدر پشت در بمانند؛ چون اداره اماکن یا هر نهاد نظارتی دیگری، به احترام ماه مبارک رمضان ممکن است مچ رستوراندارها را بگیرد.

یکی از همین رستوران‎ها، «منهتن گریل» است، در یکی از محله‎های شمال تهران. به گفته خودشان فضای این رستوران را طوری درست کرده‎اند که «حس هیجان و انرژیِ شهرِ همیشه بیدارِ منهتن را تداعی کند». در سایت خود رستوران نوشته‌اند. تزیینات روی دیوارها از قوطی‌های نوشیدنی متنوع شروع می‎شد تا چوب بیسبال و لوازم ورزشی فوتبال آمریکایی. روی یک ال‌سی‎دی که بالای دیوار سالن نصب شده‎بود هم، کلیپ‎های ورزشی جالبی پخش می‎شد. فوتبال آمریکایی، دوچرخه‌سواری و والیبال. با آن که چندسالی می‎شود والیبال کشور خودمان، جهان را متعجب کرده، در این رستوران، کلیپ‎های والیبالی‎شان هم آمریکایی بود. واین‎ها همه مشتری خاصشان را دارند و از این فضا بسیار لذت می‎برند.

وقتی می‎بینیم یک رستوران که خیلی‌ها لحظات فراموش نشدنی زندگی‎شان را با دوستان یا همسرشان، در آن می‌گذرانند، این قدر غربزده است، مطمئن می‎شویم که در این کشور، کار فرهنگی خیلی در اولویت نیست. یکی از معلم‌هایم می‎گفت: «انقلاب اسلامی هنوز تمام نشده، اتفاقی که در سال ۵۷ افتاد بیشتر انقلاب سیاسی بود تا فرهنگی.» کار فرهنگی هم با زور فرق دارد. اگر کارهای فرهنگی واقعاً فرهنگی باشند و فقط در نوشتن کتاب و مقاله و چاپ بنر خلاصه نشود، دیگر نیازی نیست کسی بیاید با زور رستوران را تا اذان مغرب خالی نگه‌دارد.

از رستوران که بیرون آمدم، دو قدم آن طرف‌تر یک ساختمان خیلی بزرگ بود با تابلوی یک مرکز فرهنگی با یک اسم گل درشت.
نمی دانم در این مراکز چه خبر است ولی خدا آخر و عاقبت ما و همه فعالان فرهنگی را ختم به خیر کند.

#تحلیل_دانش_آموزی
#سیدمحمد_سیدمحسنی دانش آموز مدرسه شرف الدین

1 پاسخ به چند دقیقه تنفس در ایالات متحده تهران!
  1. خیر. فرهنگ سازی حرف مفت است. ایرانیها حسرت رانندگی منظم و روان اروپایی
    را می خورند و خیال می کنند که این فرهنگ با فرهنگ سازی ایجاد شده. اما
    متوجه نیستند که این فرهنگ با گذشت چندین دهه و گرفتن جریمه های نجومی
    ایجاد شده. فقط در سوئد جریمه نبستن کمربند حدود ۵۰۰۰ کرون معادل
    ۲۰۰۰۰۰۰ تومان ایران است و با این اجبار و قوانین سختگیرانه است که با
    گذشت چندین نسل فرهنگسازی ایجاد شده.
    اگر ما هم رویه دهه شصت را چند دهه ادامه می دادیم و چند نسل به حجاب خو
    می گرفتند خود به خود این مشکل حل می شد و الان با بحران سقط جنین و طلاق
    و فرزندان طلاق و روابط نامشروع و قتلهای ناموسی و… دست به گریبان
    نبودیم.


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *