حادثه اخیر ساختمان پلاسکو، علاوه بر اینکه قلبم را، مانند قلب هر انسان دیگری به درد آورد و احساساتم را تحت تاثیر قرار داد، توجهم را به نکته‌ای جلب کرد.

اتفاقی که اخیرا شاهدش بودیم، سوختن و آتش گرفتن و دفن شدن تعدادی انسان و آرزوهایشان و آرزوهای فرزندان و همسرانشان بود و این، احساسات هر انسانی را جریحه‌دار می‌کند. اما این حادثه، مشابه و شاید خفیف‌تر از بسیاری از حوادثی است که بیخ گوش جزیره امن ِ محل زندگی ما – ایران- روزانه در حال رخ دادن است.

از شمال شرقی تا جنوب غربی ِ جزیره امن ما، یعنی از افغانستان و پاکستان، تا سوریه و فلسطین و یمن و عراق، سال‌هاست که انسان‌هایی و آرزوهایی، روزانه، آتش می‌گیرند و پودر می‌شوند و کودکان‌شان زیر آوار و بمباران و آتش، زاده می‌شوند و همان‌جا بزرگ می‌شوند و همان‌جا می‌میرند.

همین مهرماه امسال بود که در فاصله یک هفته، سعودی‌ها دو مجلس عروسی در یمن را با خاک یکسان کردند و بیشتر از دویست نفر-آرزو را سوزاندند! در حله عراق، هشتاد نفر از زائران اربعین توسط داعش منفجر شدند و حتما لازم نیست از آتش و خون سوریه بگویم! این‌ها حوادثی است که اخبارشان شاید به‌خاطر گستردگی‌شان به گوش ما می‌رسند. اما نمی‌دانم چرا قلب‌مان را جریحه دار نمی‌کند! با این وضع، هر روز برای امت اسلامی عزای عمومی است و ما هر روز باید داغ‌دار باشیم.

نمی‌دانم، به‌جز مرزهایی که بین خود جعل کرده‌ایم، آیا عامل دیگری هم هست که اینگونه ما را درمقابل این همه داغ، راحت و ساکت نگه می‌دارد و باعث می‌شود حقیقت امت اسلامی را در مرزهای جعلی جغرافیایی گم کنیم و رؤیای « تمدن بزرگ اسلامى » را فراموش کنیم یا خیر؟

#تحلیل_دانش_آموزی
#روح_الله_اکبری دانش آموز دبیرستان شرف الدین

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *