گاهی تنها هدف از کسب علوم (اجتماعی) رسیدن به آگاهی است و اگر فرد عالم در قبال #جامعه خود متعهد باشد، هدف دومی نزدش می آید و آن تغییر و تحول در جامعه است.
گاهی این تغییرات از بالا اعمال می شود به این معنی که در سطح کلان (حکومتی) رخ می دهد و گاهی اوقات نیاز است تغییرات از پایین صورت بگیرند یعنی در سطح عموم جامعه پی ریزی شوند.

برای تغییرات از پایین بدیهی ترین نکته اینست که فرد عالم باید توان برقراری ارتباط با مردم جامعه را داشته باشد. اتفاقا علم و عالم باید در اختیار جامعه قرار بگیرند؛
اما برقراری یک دیالوگ و چالش باهدف تاثیرگذاری روی مردم (برای کسب اطلاعات، اطلاع رسانی و …) کار دشواری است؛ زیرا در یک طرف گفتگو افرادی از کف جامعه هستند با عقاید و اطلاعات و منابع اطلاعاتی مختلف و در طرف دیگر فردی که به واسطه حضور در فضای آکادمیک، به نوعی تمایز از فضای فکری و زبانی رایج جامعه قرار گرفته است.

این دوگونگی خود ارتباط ذهنی و کلامی را پیچیده می کند و روشن است که باید اقداماتی صورت گیرد تا این دو طیف بهم نزدیکتر شوند. خصوصا در دورانی که به دلایل بسیاری شکاف بین قشر تحصیل کرده جامعه با بدنه عموم مردم بیشتر شده و بالطبع تاثیرگذاری و فرآیند تاثیرپذیری سخت تر شده است.

لذاست که باید تحولاتی در فضای آکادمیک کشور رخ دهد تا دانش پژوهان به جای دور شدن از توده مردم، به دنیای آنان نزدیکتر شوند تا هم بتوانند زبان جامعه خود را برای برقراری ارتباط با مردم فرا گرفته و هم برای تاثیر گذاری بتوانند وارد دیالوگ بشوند.

از طرف دیگر در بدنه توده مردم باید کتابخوانی همه گیر شود تا ضمن بالارفتن سرانه مطالعه عمومی، امکان برقراری دیالوگ بین جامعه و اندیشمندان سهل الوصول تر گردد.

#شایان_همراز
#تحلیل_دانش_آموزی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *