زبان انگلیسی در اواسط قرن بیستم به عنوان #زبان_بین_المللی از طرف مجمع علمی آمریکا معرفی شد.
زبان بین المللی که در آن زمان به معنی زبان علم تلقی می شد،با گذشت زمان جایگاه خود را به عنوان زبانی برای ارتباط داد.
همزمان با این تغییرات در کاربردهای زبان جهانی، کشور ما نیز یادگیری و #آموزش_انگلیسی را با مصداق های متنوعی در سیستم آموزشی، مهم شمرد.

این مسئله میتوانست مشکلات مهمی را در زمینه های اجتماعی و فرهنگی به همراه داشته باشد، چرا که زبان مهم ترین ابزار بیان و انتقال یک اندیشه و تفکر میتواند باشد. پس جای بحث دارد که چگونگی روش های آموزشی و نوع منابع و فضای آموزشی چه پیامدهایی برای کشورمان میتوانست داشته باشد.

از  ویژگی های محیط آموزشی میتوان به اختلاط آقایان و خانم ها در یک کلاس اشاره کرد و گفت یکی دانستن کلاس فیزیک مختلط و کلاس زبان مختلط کاملا کوته نگریست، زیرا که کلاس علم فیزیک برعکس یادگیری زبان، نیازمند ارتباط مستقیم دانش آموزان نیست.
از طرفی #منابع_آموزشی نیز با پیش فرض یک ذهن غرب گرا(به معنی بی توجهی به اعتقادات اسلامی و شرع) تألیف شده اند که مفاهیم جدیدی را وارد ذهن دانشجو میکند که مخالف ارزش های اوست و این تأثیری در ناخودآگاه وی میتواند داشته باشد که بعدها دید اجتماعی و فرهنگی او را تغییر دهد. برای مثال از شغلی همچون: پرستار کودک، سگ نگهدار و… که ما در  جامعه ی خود جایی برای آنها نداریم نام برده میشود و ذهن مخاطب را مشغول میسازد.
آیا این فراگیری #زبان_علم است؟
قطعا چنین نیست. ممکن است بعضی ها بگویند وجه ارتباط سازی زبان در حال تقویت شدن است.آری چنین است، اما نه به شکلی که باید باشد.چون در این ایجاد ارتباط مفاهیم مشترک که مهم ترین محور یک گفت و گو میباشد جایی ندارد. و همانطور که در کلاسهای آموزش زبان میبینیم، زبان آموزان ایرانی درباره عقاید و شیوه های زندگی غربی صحبت میکنند و نه درباره عقاید بومی خودشان.
#محمد_مهدی_جالو
#تحلیل_دانش_آموزی

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *