🔸امشب در یکى از برنامه‌هاى پربیننده تلویزیون، دو خانم را دعوت کرده بودند که تا چند سال پیش شرایط زندگی‌شان خیلى بد بوده و پسر یکی‌شان آرزو داشته تلویزیون داشته باشند و دختر یکی‌شان هم خیلی ناراحت بوده. ولی امروز از صدقه سرى دو نفر دیگر موسوم به «حامی» دیگر بالاى سرشان سقف دارند و تلویزیون دارند و خوشحال‌اند و به قول مجرى برنامه، به بعضى از آرزوهایشان رسیده‌اند.

🔸مجرى برنامه که اشک در چشمانش حلقه زده بود هم اواخر برنامه توصیه کرد که بجاى شعار دادن هرکدام‌مان یک قدم کوچک برداریم و خودمان را به امام على شبیه کنیم. و آخر کار هم حامى‌هاى این دو خانواده را دعوت کردند تا روى آنتن زنده در کنار حمایت‌شده‌ها از روند حمایت‌شان بگویند و مجرى هم هى از «میزان خوشحالی» و «حال دل حامیان» بعد از این عمل نیکوکارانه و مهربانانه می‌پرسد.

🔸بله، امام على آنها، امام على نازنین موسسات خیریه و طرح‌هاى محسنین است که هیچ اعتراضى به ساختار اقتصادى و تداول مال بین اغنیاء ندارند و باقیمانده پول و غذایشان را جلوى «قشر آسیب‌پذیر» تف می‌کنند.

🔸امام على آنها در چشم بدبخت بیچاره‌ها زل می‌زند و در کنار آنها روى آنتن زنده می‌نشیند و از روند کمک کردن به آنها صحبت می‌کند و براى ما از حس خوشحالى کمک به بدبخت‌ها می‌گوید که ما هم براى خوب شدن حال دلمان به فقرا کمک کنیم. امام على آنها دیگر هیچ وقت نمی‌گوید «فما جاعَ فقیر الا بما مَنَعَ غنی»(١) و نمی‌پرسد «ألیس کان رسول الله یقسم بالسویه بین المسلمین؟»(٢)

بنظرم بازخوانى یادداشت «خیریه به دنبال بازتولید خیریه» امروز، ضرورى است.

١-هیچ فقیری گرسنه نمی‌ماند مگر اینکه توانگری حق او را نداده باشد.
٢-آیا پیامبر میان مسلمین به مساوات و برابری تقسیم نمی‌کرد؟

#تحلیل_دانش_آموزی
 #روح_الله_اکبری دانش آموز دبیرستان شرف الدین

1 پاسخ به تلویزیون در سیطره خیریه‌ای‌ها
  1. سلام
    خیلی زیبا بود. به سادگی به نکته دقیق و درستی اشاره شده است.
    مدل مد نظر این رسانه، حاصل از یک نگاه پوپولیستی رسانه ای است. حمل این نگاه را بر مجریان و تهیه کنندگان چنین برنامه هایی حرجی نیست چرا که آنها با حداکثر بضاعت فکری خود وارد میدان شده اند، ولی بر ناظران و سیاست سازان و تصمیم گیران کلان آن مجموعه ها ایرادی به شدت وارد است که البته بیانگر واقعیتی است که متاثر از جناح بندی های سیاسی، از حقیقت فاصله گرفته است.
    نویسنده ی داستان زیبای بابا لنگ دراز، آن جا که رفتار ثروتمندان و هیات امنای خیریه ها را از نگاه یک کودک یتیم، توصیف می کند و به نمایش رفتار مضحک انسان دوستی و اقناع فردی ایشان از بابت کمک هاییشان به فقرا می پردازد، دقیقا بخشی از تحلیل شما را بازگو می کند. با این تفاوت که تحلیل شما، برگرفته از تعالیم دین مبین اسلام کامل تر است، و پیشنهاداتی نیز ارایه می کند.
    خیلی خوب و قشنگ گفتید.
    موفق باشید.


[بالا]

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *